عشق آلبر کامو

 

پارسال برای اولین بار تصمیم گرفتم آثار کامو رو بخونم....اولش بابا خیلی مخالفت کرد، بهم میگفت که هنوز آمادگی درک و تحلیل عقیده هاشو ندارم....شاید راست می گفت.....ولی اولین کتاب رو که خوندم حس کردم معتاد شدم....دومیش علاقه مندم کرد و بیگانه منو دیوونه ی نوشته های کامو کرد.

حالا می فهمم که این همون سبک نوشتن و تفکری بود که خیلی دنبالش گشتم و الخ....الآن دارم مرگ خوش رو می خونم

و همین

مرگ تا حدودی خوش

این سرانجام یک فکر ناب و یک جسم خارق العاده هست.....یه تیکه سنگ سخت و سرد....ماها که هنوز نوبتمون نرسیده واسه تسلی خاطر دورشو پر از گلای رنگی می کنیم تا خاکستری مرگ رو محو کنیم.......ولی افسوس

تا پایان تنها چشم بر هم زدنی راه است.....پس اگر تا کنون لحظه ای به جاودانگی نیاندیشیده ای، درنگ کن.

/ 1 نظر / 30 بازدید
مهدی

خوب واجبه منم برم بخونم ببینم چی برا گفتن داره سلام خوبی